راستش خیلی ناراحتم.
از دیشب شروع کردم که رمز رو به حدود هشتاد درخواست رمزی که تا اون لحظه داشتم ارسال کنم، سه چهار مورد هم ارسال کردم که وسط ارسال رمز به دوستانم، یک پیام جدید برام اومد، فکر میکردم باز هم درخواست رمز هست اما درخواست نبود، بلکه از طرف فردی بهم یه جورایی تذکر داده شد که پست قبلی رو پاک کنم. حقیقتا نمیدونم چه کسی و از کجا بود چون به جای اسمش فقط «سه تا نقطه» گذاشته بود اما بهم گفت این کار شما میتونه مسئولیت قانونی و حقوقی داشته باشه، چیزی که من خدا شاهده تا بعد از نوشتن پستم اصلا بهش فکر نکرده بودم (وگرنه اینهمه با جزییات نمی نوشتم)...حتی بهم گفت برو خدا رو شکر کن که از اول رمزی نوشته بودی و عمومی نکرده بودی (میدونم الان پیام منو میخونند و کاش خودشون رو معرفی کنند، ذهنم درگیر شده حقیقتا).
من بیشتر از هفت هشت ساعت برای نوشتن و ویرایش پست سفرنامه با اونهمه جزییات (سبک نوشتن منو که میشناسید تا الان) وقت گذاشته بودم، از ته دل میخواستم و هنوز هم میخوام دوستان و خواننده های اینجا بخوننش و ذره ای به دلم بد راه ندادم و نمیدم اما...
راستش خیلی دلم میسوزه که بعد از اینهمه زمانی که برای نوشتن و ویرایش اون پست صرف کردم، بخوام پاکش کنم، از طرفی خب با این پیام نگران شدم، البته خب شاید از روی دلسوزی و به حق گفتند اما...
خلاصه که حیف شد... در پست قبلی و بین پیامهای درخواست رمز، یک نفر پیامی گذاشته بود مبنی بر اینکه حالا فکر کردی کی هستی و چه کار مهمی انجام دادی که رمزی نوشتی؟ بهم گفت حالا فکر کردی خیلی مهمی و...؟ ! الان جاشه که بگم برعکس من اصلا فکر نکردم کار خاص یا مهمی انجام دادم یا آدم مهمی هستم! وگرنه با اینهمه جزییات در پست سفرنامه به سبک همیشگی که همه چیز رو طولانی تعریف میکنم نمی نوشتم (قرار بود به اغلب درخواست ها هم رمز بدم خدایی)، اما پیام جدیدی که برام اومد مبنی بر اینکه من موظف به حفظ محرمانگی هستم بهم تلنگر زد که لابد نباید در خصوص برنامه ها و جزییات بطور عمومی حرف بزنم . اون خانم یا آقا که ایکاش خودشون رو معرفی میکردند به من گفت میتونه حتی تبعاتی برام داشته باشه و خب منم که همیشه آدم محافظه کار و بی حاشیه ای بودم نگران این موضوع شدم.
متاسفم دوستان عزیزم، به خدا خودم هم خیلی ناراحتم بعد اینهمه زمانی که صرف نوشتن مطالب پست قبلی کردم، بخوام پاکش کنم یا رمز رو به کسی ندم. خدا میدونه من اولش حتی بابت دردسر رمز دادن حتی دوست نداشتم رمزی بنویسم و از یه جا هم گفتم ولش کن بذار پست رو عمومیش کنم و اینهمه دردسر ارسال رمز رو نکشم، اما خب این پیامی که گرفتم و شاید هم به حق و درست بود باعث شده که تصمیم به پاک گرفتن پست کنم و یا شاید پاک نکنم و صرفا بذارم با رمز در وبلاگم بمونه...
انشالله سر فرصت بتونم پست رو از موارد و جزییات کاری (و به قول این آقا یا خانم که پیام گذاشته محرمانه) خالی کنم و صرفا به موارد عمومی سفر اشاره کنم و کمی بعد اون رو بدون رمز بذارم در وبلاگم، یعنی صرفا به مطالب کلی سفر و بدون ذکر جزییات کاری، اشاره کنم البته اگر همچنان مایل به خوندن باشید. (همین کار هم البته نوشتنش باز کلی وقت میبره و ایکاش همون اول اینطوری نوشته بودم که بعد اینهمه زحمت نخواسته باشه دوباره کاری بشه).
سعی میکنم اگر شد چند تایی هم فیلم از سفرم در پیج اینستاگرامم قرار بدم (البته فرصت عکس و فیلم گرفتن به اون معنا نبود اصلا).
ممنونم که درک میکنید عزیزان.
دوستان عزیزم سلام.
پست قبل راجب سفر کاریم به تاجیکستان هست و خب بنا به مصلحت با اینکه مطلب چنان خصوصی داخلش نیست، ترجیح دادم رمزدار بنویسم و عمومی منتشر نکنم.
لطفاً هر یک از دوستان که درخواست رمز داره برای من اینجا بنویسه (پیامها و کامنت ها رو منتشر نمیکنم مگر اینکه صحبت بخصوصی باهاش داشته باشم) و راه ارتباطی برای من بذاره (وبلاگ، پیج اینستاگرام، ایمیل و هر راه ممکن دیگه ای) تا رمز رو براش تا فردا عصر (بعد ویرایش نهایی مطلب) ارسال کنم.
به هر کسی که خواننده من باشه و من به واسطه نظراتش بشناسمش رمز رو تقدیم میکنم اما شاید در مورد خوانندگانی که درست نمیشناسمشون کمی مردد بشم.البته مجدد تاکید میکنم مطلب خیلی خصوصی داخلش نیست اما عمومی بودنش هم شاید به صلاح نباشه بابت امکان شناخته شدن یا اساساً نوشتن مطالبی که بیشتر جنبه کاری داره.
بعداً نوشت: دوستان خوبم من واقعاً فکر نمیکردم اینهمه درخواست رمز داشته باشم. در حال ویرایش مطلب طولانیم در خصوص سفر به تاجیکستان هستم و انشالله فردا و پسفردا رمز رو برای اونهایی که درخواست دادند (و البته میشناسمشون) میفرستم، اما واقعاً انتظار نداشتم اینهمه درخواست برام بیاد، تا الان و ظرف یک روز، شصت درخواست داشتم و خب ارسال رمز به این تعداد، اونهم در قالب ایمیل یا پیج اینستا یا حتی شماره تلفن، کار راحتی نیست، اما انشالله سعی میکنم نهایتاً تا پسفردا ارسال کنم. هر کسی که رمز رو دریافت کرد لطفاً بهم پاسخ بده تا مطلع باشم. واقعا مطلب رمزی نوشتن این سختیها رو هم داره و برای همینه که از رمزی نوشتن تا جاییکه ممکن باشه اجتناب میکنم.
راستش به شک افتادم که آیا کار درستی هست نوشتن اون مطالب مرتبط با موضوعات کاریم در پست قبلی؟ آیا قضاوت نادرستی از طرف خواننده ها اتفاق نمیفته؟ نمیدونم واقعا...برای همین گاهی به سرم میزنه مطلب رو پاک کنم و به حالت پیش نویس بذارم بمونه،اما خب بعد اینهمه نوشتن هم دلم نمیاد خدایی.
در هر حال لطفاً چنانچه رمز رو تا پسفردا دریافت کردید و مطلب رو خوندید، ازتون میخوام قضاوت نادرستی به دلتون راه ندید و هرگونه ابهام یا سوالی داشتید از خودم بپرسید تا منم مدیون نشده باشم.
ممنونم که همراهی میکنید.