سلام دوستان عزیزم
با توجه به فرصت کمی که دارم سعی میکنم نسبتاً خلاصه (خلاصه در مقیاس خودم نه بقیه مردم
) از این مدت که نبودم بنویسم. البته حرفهای درگوشی و درددل طور زیادی دارم که واقعا نیاز دارم بنویسم و سبک بشم بلکه حالم بهتر بشه اما خب نمیتونم ذیل پستهای روزمرگی بنویسم، منتظرم شرایطی پیش بیاد و بطور خصوصی بنویسم البته اگر بتونم خودم رو به نوشتنش راضی کنم و پشیمون نشم. متاسفانه من لپ تاپ و سیستم کامپیوتر درست و حسابی ندارم و مجبورم با یه لپ تاپ قدیمی که دگمه های سفت و خرابی داره یا با گوشی همراهم بنویسم و خیلی برام سخته، اگر امکاناتم بهتر بود مطمئنم خیلی بیشتر و زودتر مینوشتم، چون من واقعا به نوشتن برای تخلیه روحی و روانی نیاز دارم بخصوص که در زندگی واقعیم اغلب وقتها احساس تنهایی میکنم و جای خالی یه دوست واقعی رو احساس میکنم.
خب حاشیه نرم. باقی در ادامه مطلب
ادامه مطلب ...سلام به شما دوستان خوبم.دلتنگ شما و اینجا شده بودم اما نوشتن انگار برام طلسم شده بود.
هر بار که تصمیم میگیرم دیگه ننویسم سیل زیاد پیامها و و محبت دوستانی که پیگیر میشن و سراغم رو میگیرن انقدر زیاد میشه که خدا شاهده حتی اگه تصمیم قطعی داشته باشم که وبلاگم رو رها کنم،آخرش دلم نمیاد و برمیگردم، میگم اگر برای این آدمها مهمی و دنبالت میکنند، در قبالشون تعهد داری ,و بهتره منتظرشون نذاری، البته خب نمیدونم چند درصد آدمها مثل من هستند و به این مسائل اهمیت میدند، خیلی از وبلاگ نویسها بی خبر میرند و قصه زندگیشون در ذهن مخاطب ناتمام میمونه، اما خب من خیلی به مخاطبانم و در کل آدمهای زندگیم اهمیت میدم، تعریف از خود نباشه، جدای از فضای مجازی، واقعاً در مراودات واقعی زندگیم هم همینطورم، نمیتونم در قبال اظهار نظرات یا لطف بقیه یا سراغ گرفتنشون از من بیتفاوت باشم. باقی در ادامه مطلب
ادامه مطلب ...